برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 7:41
خدای مهربون من از کرونا میترسم از مردنم میترسم از نبودنم میترسم
اصلا اگر من نباشم پسرم پیش چه کسی میماند
اصلا دلم میخواهد بمانم برایش
تا ابد
تازه یاد گرفته همدیگر رو بقل کنیم
تازه بازی هایش را میفهمد
خدایا من در اوج زندگی هستم
خواهش میکنم عاجزانه کمک کن به تمام اعضای خانوادم
به مردم شهرم مردم کشورم
مردم عزیزم
خدایا منو با ترس هام نترسون
خدایا آرامش وجودم باش
من رو قوی کن
خدایا خدایا یا الرحمن
یا مهربان
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 7:41
میدونی چرا نگرانم چرا میترسم چرا وحشت زده ام
چون نمیدونم جایی که پس از مرگم میروم چه جور جاییست
چون میترسم از عقرب و مار وکروکودیل یا بهتر بگم از موجودات عجیبی که قراره ببینم
از حق هایی که ضایع کردم و قضاوتهای نابجایی که کردم
اصلا کاش خودت بیایی بهم بگی پری از چی میترسی هر لحظه کنارتم
اونجایی که برای تو تعریف کردن اشتباهی بود
اونجا شبیه بهشتی میماند که در رویاها هم ندیدی
من در قلب تو هستم
بگو خدااا بشدت به صدای تو هر لحظه نیازمند تر میشوم
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 7:41
زندایی ام و دایی عزیزتر جانم مبتلا به ویروس کرونا شدن.زندایی جوانم چند روزه بستری شده و امروز قرار بود مرخص بشه اما دوباره حالش بد میشه و میره زیر اکسیژن
دایی نازنینم وای خدا
دو تا بچه ی کوچیکشون
یا فاطمه ی زهرا
رحم کنید و دعا
برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 7:41